شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام‌هاي ارسالي

+ دلم براي تنهايي ميسوزد چرا هيچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهي کرده که تنها شده جرم تنهايي چيست که هيچکس او را نميخواهد ديشب تنهايي از اتاقم گذشت دنبالش دويدم ولي او رفته بود.تنهاي تنها نيمه شب او را مرده کنار حوض خانه پيدا کردم از گريه چشمانش قرمز بود برايش گريستم آخر او از تنهايي مرده بود تنهايي مرد و من تنها تر شدم....
+ گاه يک لبخند انقدر عميق ميشود که گريه مي کنيم گاه يک نغمه انقدر دست نيافتني ميشود که با ان زندگي مي کنيم گاه يک نگاه انچنان سنگين ميشود چشمانمان رهايش نمي کند گاه يک عشق انقدر ماندگار مي شود که فراموشش نمي کنيم
+ شايد اين راه منو به تو برسونه....
اين راه آخرش به كجاميرسه؟:دي
+ پيرمرد به زنش گفت بيا يادي از گذشته هاي دور کنيم من ميرم تو کافه منتظرت و تو بيا سر قرار بشينيم حرفاي عاشقونه بگيم .................. پيرزن قبول کرد فردا پيرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولي پيرزن نيومد وقتي برگشت خونه ديد پيرزن تو اتاق نشسته و گريه ميکنه ازش پرسيد چرا گريه ميکني؟ ...پيرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بيام
جالب بود/ و لي خالي بندي ميزاني بود
عجب دور و زمونه ا
رتبه 0
0 برگزیده
50 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
عجب دور و زمونه ا عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top